تاریخچه سماور در ایران

تاریخچه سماور در ایران

اسباب سماور و چاي نيز عبارتند از سماور، قوري، استكان، نعلبكي، قندان، سيني، جام يا لگنچه و پارچ هاي مسي و برنجي و ورشو. اين اسباب اگر چه در تمام منازل پيدا مي شد اما آنچه كه اين اسباب را در قهوه خانه ها به مرور و به خصوص با نزديك شدن به زمان معاصر ما، خاص مي كرد، نوع مخصوص هر يك از اين اسباب چاي خوري و نيز دست ساز بودن آنها، بود. با ورود «سماور» از روسيه به ايران و كشت و ذائقه پذير شدن چاي ميان ايرانيان، در اواخر پادشاهي ناصرالدين شاه صنعتي رواج يافت به نام صنعت «دواتگری» يعنی سماورسازي. اين دواتگران علاوه بر ساختن سماورهايي با طرح هاي معروف به «روسي»،  لگنچه يا جام و پارچ هاي مسي،  برنجي و ورشو نيز مي ساختند .

  اسباب و لوازم مخصوص چای نوشی مانند سماور و قوری و فنجان های چایخوری در اوایل سدۀ سیزدهم هجری قمری ، حدود یک صد سال پیش از کشت چای در ایران ، از سرزمین روسیه به ایران آمد و رفته رفته در میان قشرهای مختلف مردم کاربرد یافت . پس ازتولید انبوه چای در ایران ، سماور و اسباب چایخوری جای اسباب قهوه خوری را گرفت . از آن پس ، در قهوه خانه ها چای به جای قهوه عرضه می شد و واژه های قهوه خانه و قهوه چی معنا و مفهوم اصلی خود را از دست داد و در فرهنگ و ادب ایران به معنای چایخانه و چای پز و چایخانه دار به کار رفت .

   ورود نخستین سماور به تهران مصادف شد با صدارت میرزا تقی خان امیر کبیر،رادمردی که ساختار اقتصادی جامعه اش را به خوبی می شناخت،جامعه ای که از صنعت جدید بی بهره و کشاورزی اش عقب افتاده بود. او می دید چگونه مردم کشورش،مصرف کننده کالای بی مصرف فرنگی شده اند.او به خوبی  خطر خروج ذخیره طلا را از ایران به فرنگ  و نکات ظریف سیاسی-اقتصادی دیگر را حس می کرد.امیر خوب می دانست،پیشرفت کشور به ایجاد صنعت  جدید و پیشرفت کشاورزی  و توسعه بازرگانی داخلی و خارجی و گسترش روابط اقتصادی،  با دنیا و…بسته است.او در گام نخست می خواست از سیر تنزلی اقتصادی جلوگیری کند و صنعت مناسب توان صنعتگران داخلی را راه اندازی نماید.کشاورزی را از رکود خارج سازد و از فرار طلا جلوگیری نماید و بسیاری موارد دیگر. او برای نیل به اهدافش، مجمع الصنایع را در تهران پدید آورد و صنعتگران را حمایت کرد، دارالفنون را به همین منظور شروع به ساخت نمود.از معلمین فرنگی برای انتقال دانش فنی  استفاده کرد.محصولات و صنعتگران را برای تحصیل علم و فن به روسیه و دیگر کشورهای اروپایی اعزام نمود.فرمان آزادی استخراج معدن برای اتباع ایرانی را صادر کرد.کارخانه هایی را از فرنگ خریداری نمود و هزاران اقدام دیگر  که شرح همه آنها در این مختصر هرگز نمی گنجد. بعد از این مقدمه کوتاه به موضوع مورد بحث،یعنی«سماور» باز می گردیم در این مجال و زمان تنگ،شرحی کوتاه از تاریخچه سماور در ایران می آوریم. سماور در لغت به معنای خود جوش است.در لغت نامه دهخدا،ناظم الاطبا و فرهنگ عمید و… ریشه این کلمه روسی معرفی شده و آمده آن یک قسم ابزاری است،فلزی که جهت جوش  آوردن آب به کار می رود و در میانش آتشخانه دارد.

فریدون آدمیت در کتاب«امیر کبیر و ایران»می نویسد:

در نوشته های رسمی به تلفظ صحیح اصل کلمه سماوار آمده و عوام آن را «حمام برنجی»می گفتند.

ایرانیان در ابتدای سلطنت ناصرالدین شاه،یعنی اواسط قرن نوزدهم میلادی،با سماور آشنا شدند .بدین ترتیب که دربار فرانسه،هدایایی برای شاه و صدر اعظمش  امیر کبیر، فرستاد که دو سماور یکی برای شاه و دیگری برای امیر جزو آن هدایا بود.شماور شاه نقره مطلا و سماور امیر کوچکتر و نقره منبت بود.این دو سماور با عرق دو آتشه یعنی همان الکل گرم می شد.

در آن دوران غیر از این دو سماور به سال 1266 قمری ملک التجار روسیه «ویش قرتسوف» نیز سماوری با یک دست ظرف چای خوری برای امیر ارمغان داد.

امیر همان سماور رسیده از روسیه را به یکی از صنعتگران زبر دست اصفهانی،سپرد تا نظیرش را بسازد،استاد اصفهانی از عهده آن خوب بر آمد،امیر شادمانه او را بنواخت  و سرمایه ای در اختیار او گذاشت،تا به فن سماور سازی بپردازد،استاد با ذوق نیز با سرف هزینه بسیار چنین کرد،ولی از بد روزگار و بد شانسی استاد، امیر از صدارت برکنار شد و پس از برکناری امیر کار آن صعتگر هم به تباهی رسید.

داستان سرنوشت استاد سماور ساز،بسیار عجیب و شنیدنی است،ماجرا را محمد علی فروغی ،به نقل از پدرش چنین بیان می کند(در مجله یغما آذر 1346 خورشیدی):

«پس از عزل امیر،ماموران دولت سراغ سماور ساز رفتند و سرمایه دریافتی را مطالبه کردند،چون آن را صرف تهیه لوازم کار نموده بود،نتوانست همه وجه را به ماموران بپردازد،ماموران هم استاد هنرمند را دور بازار می گرداندند و چوب بر سر و رویش می زدند،مگر رهگذران ترحمی کنند چیزی بدهند تا قرض خود را کار سازی نماید،استاد از آن ضربه ها که بر سرش وارد آمد،نابینا گشت و بقیه عمر را به گدایی نشست.»

«سماور سازی»صنعتی که با سعی و همت صدر اعظم دانا و  وطن دوست داشتپا می گرفتبا رفتن امیر کبیر از میان رفت و تا مدت ها در ایران دیگر کسی سراغ آن را هم نگرفت.

 البته بعد ها که سماور در عالم عمومیت یافت در ایران هم چونان دیگر نقاط جهان سماور سازی مرسوم شد.محصول سماور نوشیدنی چای بود که به مذاق همه جهانیان خوش آمد و بدین ترتیب همه جا مرسوم و معمول گشت.

در دوره ناصری ابتدا سماور و چای در محدوده دربار و مهمانی های رجال و اشراف مرسوم شد.با گسترش مصرف چای به مثابه یک نوشیدنی دلپذیر،نقش سماور در تهیه چای در میان درباریان و رجال آن دوره آن دوره بیشتر احساس شد و حس رقابت و چشم و هم چشمی نیز بر این علت افزود تا جاییکه به سرعت سماور بین رجال و اعیان تهران و در میان فرادستان دیگر بلاد ایران شیوع یافت.

بدین ترتیب مدت زیادی طول نکشید، که چای جزو لاینفک بساط غلیان اعیان و اشراف در آمد و کمی بعد این رفتار عمومیت پیدا کرد.

دکتر پولاک طبیب ناصر الدین شاه در این باره می نویسد:

«مصرف چای امروز در شهر ها چندان عمومیت دارد،که به زحمت می توان خانواده  ثروتمندی یافت که در خانه اش یک سماور روسی نباشد،هر جا که آب آشامیدنی گوارا فراهم نباشدچای هست.»

آن قدر سماور در بحبوحه رواجش ارج و قرب  یافت،که نقش سماور و قوری و استکان و غیره بر پیشانی خانه  بروجردی ها در کاشان و حتی بر روی سنگ مزار خان ها و بزرگان لرستان حک شد.

علی جواهر کلام در «اطلاعات بانوان»به سال 1338 خورشیدی از «سماور ساز زن»قمرالسلطنه یاد کرده است که در بیان حال و هوای مردم در برخورد با سماور شنیدنی است:

«خانم قمر السلطنه دختر فتحعلی شاه و همسر میرزا حسین خان سپهسالار،صدر اعظم ناصر الدین بود.از آن جایی که فرزندی نداشت و سپهسالار هم ثروت فراوانی داشت،سرگرمی های متعددی در خانه  قصر مانند خود که اکنون مجلس شورای ملی است فراهم می ساخت از جمله سرگرمی های او سماری بود، که از روسیه آورده بودند.وقتی آب در این سماور به جوش می آمد،در اثر خروج بخار آب، صدایی ایجاد می شد،که می گفتند،سماور ساز می زند،قمر السلطنه،خواجه زرنگی را ماموران کرده بود،و او خوب می دانست،که به اصطلاح چطور ساز سماور را کوک کند که تا آخر مجلس ساز بزند.البته حسادت دیگر خانم های قاجاری بالاخره کار سماور را ساخت،بدین ترتیب که روزی در حضور همه مهمانان قمرالسلطنه عده ای از خانم ها به سب این که ساز حرام است،بنابر این سماور ساز زن،هم حرام است.مجلس را ترک کردند و از استعمال آن جلوگیری کردند.»

  در کتاب «چای در ایران»حکایتی از گرم کردن سماور برای ناصرالدین شاه با زدن اسکناس به نقل از کتاب«موانع رشد سرمایه داری در ایران»آمده که آن هم در جای خود شنیدنش خالی از لطف نیست:

  «…به هنگام سفر ناصرالدین شاه به فرنگ حاج شیخ از تجار معروف آذربایجان از نماینده خود در آنجا می خواهد ناصرالدین شاه را به نوشیدن چای دعوت کند و هنگام پذیرایی آب سماور طلا را با سوزاندن اسکناس به جوش آورد و او هم چنین می کند…

بعد ها در تهران، روزی حاج شیخ به حضور شاه می رود و به نحوی از آن حادثه یاد می کند.شاه ضمن ابراز خرسندی از آن پذیرایی در اشاره به ماجرا ابراز تاسف می کند، از این که،چرا چنین سرمایه دارانی،در داخل کشور فعالیت نمی کنند، حاج شیخ می گوید،قربان او نماینده حقیر در اروپاست،شاه خوشحال می شود بر می خیزد او را می بوسد.»بجاست که یاد آوریم سماور های قدیمی ذغالی بود و حمل و نقل و روبراه کردن انها در سفر و در بیابان امکان پذیر.

همزمان باورود قوری و قندان چینی و استکان و نعلبکی از خارج،کارگاه های سفالگری و چینی سازی و شیشه سازی و بلور سازی داخلی نیز به ساخت و پرداخت قوری و نعلبکی و استکان بدل چینی(سفالی لعابدار)و بلوری پرداختند.

سماور از روسیه به ایران آمد،در ایران عمومیت پیدا کرد و از ایران به هندوستان و کشورهای دیگر رفت.سماورهای مسوار ساخت روسیه و سماورهای برنجی ساخت بروجرد از لحاظ جنس و ساخت شهرت دارندومی گویند در ترکیب جنس سماورهای مسوار،مقداری طلا به کار می برده اند.علاوه بر این ها سماورهای طلا کاری جواهرنشان نیز ساخته می شد که خریداران خاص خود را داشتند.سماورهای مسی را که به نسبت انواع دیگر کم تر بود در شهرهای مختلف ایران می ساختند.

سماور در طرح ها و اندازه های مختلف ساخته می شد.از سماورهای کوچک سفری تا سماورهای بزرگ مجلسی که برخی از آن ها بلندای نزدیک بهقامت یک انسان را داشت.سماورهای بزرگ و قوری های چینی بزرگ که دور منقل آتش قرارمی دادند مخصوص بساط چای در مجالس روضه خوانی و عروسی و مانند این ها بود.در روستاهای حوزه مرکزی ایران نوعی سماور معمول بود که بیشتر در همدان ساخته می شد.ممثل سماورهای دیگر آتش دان و جای آب و کلاهکی برای قرار دادن قوری داشت.اما به جای شیر لوله ای شبیه لوله قوری داشت و در سمت مقابل لوله دسته ای داشت برای ریختن آب جوش به کار می آود.

به این ترتیب که لبه سماور را روی زمین تکیه می دادند و آن را مثل قوری به صورت مایل در می آوردند.سماور و قوری و دیگر وسایل چای از جنس سفال،مس،حلب و حتی چینی در شمار بازیچه های دخترانه و به اندازه های کوچک ساخته می شد،بازیچه های سفالی از این گونه به ویژه در سفالگری های قم در طرح ها ونقش های گوناگون از جمله سوقاتی های قم برای بچه ها بود و هنوز هم کم و بیش ساخته می شود.سماور و وسایل چای در هر خانه بسته به موقعیت و ثروت خانواده متفاوت بود از سماورهای خاص که به سفارش ساخته می شد.سماور ساز زن قمرالسلطنه دختر فتحعلی شاه بر جسته ترین نمونه از سماورهای ویژه است.امروزه انواع سماورها و برخیوسایل دیگر نقش خود را از به عنوان وسیله آماده سازی و پذیرایی چای از دست داده و در شماروسایل تزیینی خانه ها در آمده اند و باز به گونه ای دیگر نشان ثروت و موقعیت خانواده ها شده اند.همچنین نمونه های بسیاری از این ها در غرفه ها و در اشیاء موزه های مردم شناسی قرار گرفته اند.وجود اشعاری به نام (سماوریه)در اشعار شاعران بخصوص در آذربایجان نیز قابل توجه است.